تبليغاتX
انجمن علمی ادیان و مذاهب

انجمن علمی ادیان و مذاهب

مساجد ، کلیسا ، معابد :

http://www.gototurkey.ir/istanbuldesdokoz.cgi


کاخ دلما باغچه دارای عظمت و ثروت بی مانندی در میان کاخ های موجود است. دیوارها و سقف این کاخ با نقاشیهای هنرمندان اروپایی و با استفاده از چندین تن تزئینات طلایی دکور بندی شده است . در سالن و اتاقهای مهم همه اشیاء به یک رنگ می باشد. کف کاخ در نقاط مختلف با یکدیگر متفاوت و با پارکت های چوبی منقوش مفروش شده است . قالیهای پشمی و ابریشمی مشهور Hereke بعنوان زیباترین آثار هنری ترکیه در جای جای کاخ گسترده شده است . آثار هنرهای دستی نادر اروپایی و خاور دور نیز نقاط مختلف کاخ را تزیین نموده است . لوستر کریستالی ، شمعدان و شومینه ها نیز در بیشتر اتاقها خودنمایی می کند .  بزرگترین سالن باله کاخ های دنیا در این کاخ است .یک لوستر عظیم کریستالی 5/4 تن از سقفی به ارتفاع 36 متر آویزان شده است . این سالن که در هنگام جلسات مهم سیاسی ، مراسم تبریک و باله مورد استفاده قرار می گرفت قبلا" بوسیله سیستمی همانند فر گرم می شد. سیستم شوفاژ و برق بعدا" اضافه شده است . از میان 6 حمام موجود ، حمام بخش اندرونی با مرمرهای حجاری شده و بی نظیر alabaster تزیین شده است. گالری های فوقانی سالن بزرگ ویژه ارکستر و دیپلمات ها بوده است .  به بخش حرم پس از عبور از راهروهای طولانی وارد میشویم . در این بخش اتاقهای خواب سلطان و بخش ویژه مادر سلطان و سایر زنان و خدمتکاران وجود دارد. بخش ضمیمه شده به قسمت شمالی کاخ نیز به شاهزادگان اختصاص یافته است . از این ساختمان که درب ورودی آن از طرف بشیکتاش می باشد اکنون بعنوان موزه هیکل و نقاشی استفاده می شود. در دوره جمهوری و در زمان بازدید آتاتورک از استانبول ، این کاخ بعنوان محل سکونت وی مورد استفاده قرار می گرفت . مهمترین حادثه در کاخ نیز فوت آتاتورک در سال 1938 می باشد. 

استانبول مشهورترین مساجد استانبول را می توان مسجد سلطان احمد ، مسجد سلیمانیه ، مسجد رستم پاشا ، مسجد فاتح، مسجد جدید( ینی جامی) ، مسجد سوکولو و محمد پاشا و مسجد مهر شاه سلطان برشمرد .  در استنانبول کلیسا و عبادتگاه های زیادی وجود دارد که بعضی از آنها تبدیل به مسجد شده است . کلیسای Syudios Manastin ، کلیسای sergios-Bakhos ، کلیسای Hagia Eirene ، کلیسای Pantakrator ، کلیسای وفا Hagios Theoderos ، کلیسای Nyrelaion ، عبادتگاه Eglise D’hagia thekla ، مسجد عمارت قدیم ( کلیسای Pantepoptes ) ، مسجد قلندر خانه( عبادتگاه Akata Leotos ) ، مسجد فناری عیسی ( کلیسای Lios ) و مسجد فتحیه ( کلیسای Pammakaristos) مشهورتر از دیگر کلیسا و عبادتگاهها می باشد 

مسجد ایوب سلطان :

اولین مسجد ساخته شده پس از فتح استانبول می باشد . در سال 1458 از سوی سلطان محمد فاتح همراه با مقبره ساخته شده است . مسجد فعلی نیز در سال 1800 بغیر از مناره های مسجد قبلی ، تا پایه های آن تخریب و با نظارت حسین افندی مجددا" بنا شده است . 

مقبره ایوب سلطان :

در این مقبره که در سال 1458 ساخته شده حضرت ایوب ( خالد بن رزید) که با عزیمت به مکه به دین اسلام مشرف شد و سپس علمدار حضرت محمد شد مدفون است . ایوب ، در زمان هفتمین محاصره استانبول توسط اعراب ، در لشکر تحت فرماندهی ابوصفیان از خاندان اموی جنگیده و شهید شده است . مقبره ایوب ، بغیر از دیوارها ، پس از فتح استانبول توسط سلطان محمد فاتح ، از سوی استاد وی اک شمس الدین پیدا شده است . فاتح به روی این گور ، ابتدا مقبره و سپس مسجد بنا نموده است . 

مسجد فاتح :

این مسجد از سوی سلطان محمد فاتح بروی کلیسای حواریون که پیش از فتح استانبول به خرابه ای تبدیل شده بود ساخته شده است. این مسجد همراه با وقف های ادیان مختلف یک مجموعه بسیار بزرگی را تشکیل می دهد . بنای این مجموعه که توسط معمار سینان الدین یوسف ساخته شده در بین سالهای 1470-1462 به پایان رسیده است . معماری این مجموعه معماری خاص ترک بوده و از معماری بیزانس تاثیر پذیری نداشته است.

مسجد بایزید :

این مسجد در میدانی به همین نام واقع شده است . این مسجد و مجموعه آن شامل مدرسه ، مکتب خانه ، عمارت ، کاروانسرای و حمام ، از سوی فرزند فاتح بنام بایزید دوم در بین سالهای 1506-1501 بنا شده است. این مسجد دارای 2 مناره گلدسته دار به فاصله 87 متر از یکدیگر قرار دارد . نقشه این مسجد مشابه ایا صوفیه است . ولی از لحاظ تفاوت در سیستم پرستشگاهی ، دارای ویژگیهای خاصی است. 

مسجد سلیمانیه و مجموعه آن :

مسجد سلیمانیه و مجموعه آن که شاهکار معمار سینان است یکی از زیباترین و بهترین نمونه های معماری اسلامی است . مجموعه از نظر شهرسازی ، تکنیک ، استقامت و پایداری یک موفقیت بی نظیر است . 6 مدرسه ، طبق خانه ، عمارت ، کاروانسرای ، بیمارستان ، حمام ، مکتب خانه ، حجره و دکانها ، و مقبره سلطان خرم و سلطان قانونی ، مجموعه سلیمانیه را به مجموعه فرهنگی اجتماعی بزرگی تبدیل کرده است که پس از مجموعه فاتح ، در نوع خود بزرگترین است .  این مجموعه در بین سالهای 1557-1550 به دستور سلطان قانونی و توسط معمار سینان ساخته شده است . با ساختمانهای طبقه طبقه ای که به روی تپه ساخته شده یک مجموعه جالب توجه با نظمی خاص است . در چهار گوشه این مجموعه چهار مناره ساده ولی ظریف بنا شده است که دو تای آن دارای 2 گلدسته و 2 مناره دیگری دارای 3 گلدسته می باشد. این 10 گلدسته نشانه آن است که سلطان قانونی دهمین سلطان عثمانی است.

در نقشه مسجد که کاملا" ارگانیک است هیچ گوشه ای قربانی زیبایی گوشه دیگری نشده است . این عبادتگاه که مطابق با سلیقه و سنت های فرهنگی دوران خود ساخته شده بدون تاثیر گذاری فنی و افراط در معماری ، با ظرافت خاصی تزیین یافته است . علیرغم اینکه در اوج دوران هنر چینی سازی ساخته شده است لیکن فقط دیوار محراب آن با چینی پوشیده شده است . همچنین اکوستیک بسیار حساس مسجد را نیز نباید فراموش نمود .  در مقابل محراب مسجد ، مقبره سلطان قانونی قرار دارد . در سمت چپ این مقبره نیز مقبره سلطان خرم با چینی های بسیار زیبا و رنگهای متنوع و در گوشه سمت چپ آن نیز مقبره بسیار ساده معمار سینان خالق آثار معماری بی نظیر قرار دارد .  در شبستان ، مسجد سلیمانیه واقع شده است . معمار سینان ( وفات 1588) این مقبره ساده و زیبای جالب توجه را خود ساخته است . این مقبره ، ظرافت و سادگی ناشی از ذکاوت این استاد بزرگ را به نمایش میگذارد.

مسجد سلیمان سلیم :

در منطقه ادیرنه کاپی و در ناحیه سلطان سلیم می باشد . این مسجد در سال 1522 و در دوران سلطان سلیمان قانونی به پایان رسیده است . در نوشته مدخل ورودی آن ساخت این مسجد به دستور سلطان سلیم اول درج گردیده است . بعضی روایات حاکی از آن است که از سوی پسر و به یادبود پدر ساخته شده است . معماری آن بسیار ساده است . سقف محفل حکمران داخل ساختمان با تزئینات بسیار جالب توجه پوشیده شده است . در سمت محراب مسجد ، مقبره یاووز سلیم با درب و شیشه های صدفی هشت ضلعی و کتیبه های نفیس چینی کاری و همچنین در مدخل ورودی و نزدیک به آن مقبره شاهزادگان و دختران سلطان سلیم قانونی و در پشت آنها نیز مقبره سلیم عبدالمجید قرار دارد .

مسجد هاسکی :

معمار این مسجد که به نام خرم سلطان همسر سلطان سلیمان قانونی در سال 1538 بنا شده است معمار سینان است .مدرسه ، دارالشفقه ( بیمارستان ) ، عمارت و سبیلهای اطراف آن در سال 1612 و در دوران احمد اول توسعه یافته است . 

ینی جامی ( مسجد جدید) :

در منطقه امین اونو می باشد. ساختمان این مسجد که در سال 1597 از سوی صفیه سلطان مادر محمد سوم آغاز شده بود وقتی به اندازه پنجره ها ساخته شد ، پادشاه و مادرش وفات یافتند . ساختمان نیمه کاره در سال 1663 با همت توران سلطان مادر محمد چهارم به پایان رسید.  تزئینات چینی کاری و طرز معماری محفل حکمران از نظر حجاری بسیار زیباست . در نمای بیرونی نیز ترتیب گنبدهای کوچک و بزرگ بسیار جالب توجه است .

مسجد شاهزاده :

در منطقه سراج خانه و در مقابل ساختمان شهرداری است . قانونی از معمار سینان می خواهد که به یاد فرزندش محمد که در سال 1543 فوت نموده بود یک مسجد بسازد . ساخت این مسجد که در سال 1544 آغاز گردیده بود در سال 1548 به پایان رسیده است . این مسجد که در مرکز شهر واقع شده، در بین مدرسه ها مقبره ها و عمارت ها ساخته شده است . دو مناره آن از نظر معماری بی نظیر است بسیار جلب توجه می نماید. این ساختمان که از نظر ابعادی و خطوط زیبا با سایر مساجد متفاوت است اولین اثر مهم معمار سینان است . در اطراف آن مقبره های بسیاری وجود دارد . 

مسجد نور عثمانیه :

این مسجد در بازار سرپوشیده و در ناحیه نور عثمانیه قرار دارد . ساخت این مسجد در سال 1748 به دستور محمود اول آغاز و با وفات وی در دوران عثمان سوم در سال 1755 به پایان رسیده است . کتیبه هایی که از نظر هنری دارای ارزش فراوان است . از آثار خطاطان مشهور آن دوران اغری کاپیلی راسم و احمد مومجی زاده می باشد. 

مسجد رستم پاشا :

این مسجد در سال 1561 به دستور رستم پاشا صدر اعظم قانونی و توسط معمار سینان ساخته شده است . با توجه به اینکه اراضی منطقه امین اونو هم مرکز تجاری و هم گود بود معمار سینان در زیر این مسجد مخازن و دکانهایی ساخته است . ارزش اصلی مسجد ناشی از نقوش گلهایی مانند میخک ، مینا ، لاله ، رز و زنبق بعنوان نمونه بسیار زیبایی از چینی کاری از نیک در قرن 16 هم در دیوارهای شبستان ورودی و هم در ستونهای پافیلی داخلی است . این چینی کاریها که جزو آثار هنری بسیار ظریف است در بین زیباترین نمونه های دوران کلاسیک قرار دارد . این مسجد همانند یک موزه چینی کاری می باشد.  مسجد سوکولو محمد پاشا : در منطقه کادیترما واقع شده است. این مسجد از سوی اسمه خان سلطان دختر سلطان سلیم سوم و به یادبود شوهرش صدر اعظم محمد پاشا در سال 1671 و توسط معمار سینان ساخته شده است . داخل مسجد و تا دامنه گنبد با زیباترین چینی های آن تزئین یافته است . کلاهک منبر نیز از جنس چینی است. 

مسجد ینی والده :

در منطقه اسکودار واقع شده و در سال 1710 از سوی گولنوز سلطان مادر احمد سوم بعنوان یک مجموعه ساخته شده است . این مسجد دارای 2 مناره هر یک با 2 گلدسته می باشد . ساختمان این مسجد که جزو آخرین نمونه های معماری کلاسیک وابسته به سنن قدیمی و در دوران پسرفت ، از نظر مصالح بکار رفته جالب توجه است. 

مسجد بزم عالم والده سلطان ( دلما باغچه ) :

طبق کتیبه شاعر زیور که بروی درب شبستان قرار دارد ، آغاز کننده ساختمان این مسجد والده سلطان و تمام کننده آن نیز در سال 1853 عبدالمجید است .  در تاریخ 1848 حصارهای اطراف آن برداشته شده و در داخل مسجد موزه دریایی ایجاد گردیده است . 

مسجد ایمراهور ایلیاس بیک ( کنیسای Studios) :

این مسجد در سال 463 و در بین مناطق ساماتیا و یدی کوله ساخته شده است . این ساختمان که از بناهای قدیمی بیزانس است ، وقف Vaftizci Yohannes گردیده است . در کف این ساختمان موزائیک های متعلق به قرن 13 دیده میشود. پس از فتح استانبول و در سال 1486 از سوی ایلیاس بیگ به مسجد تبدیل شده است. فقط در طول تاریخ بواسطه زمین لرزه و آتش سوزی ها دچار خسارت های فراوانی شده است و نهایتا" در سال 1908 با فرو ریختن سقف آن ، بدون آنکه تعمیر و بازسازی شود تا به امروز و به همان حالت باقیمانده است. 

موزه Kariye 

کنیسای Khora  : Kariye

که در منطقه ادیرنه کاپی واقع گردیده نام خود را از Khora به معنای مرتع خارج از شهر گرفته است. کلیسای Khora قبلا" و در دوران امپراتور ساخته شده است. این ساختمان که در طول تاریخ تخریب گردیده ، در قرن یازدهم مجددا" ساخته شده است . این کلیسا که در قرن 11 کاملا" خراب شده بود در قرن 11 مجددا" ساخته شد. این کلیسا که در هنگام استیلای لاتین کاملا" تخریب گردیده بود در آغاز قرن 14 به دستور Theodoros Metekhites بازسازی گردیده است .  موزائیک و نقاشیهای موزه Kariye یکی از زیباترین هنرهای متعلق به قرن 16 و در واقع به دوران پایانی نقاشی بیزانس می باشد . در این موزه صحنه های مربوط به زندگی حضرت عیسی و حضرت مریم وجود دارد . این ساختمان که تا مدتی پس از فتح استانبول در سال 1453 بعنوان کلیسا مورد استفاده قرار می گرفت در سال 1511 تبدیل به مسجد شده و موزائیک و نقاشی های آن بوسیله کرکره های چوبی و غیره پوشانیده شده است . در بین سالهای 1958-1948 در نتیجه فعالیت های انستیتو آمریکا - بیزانس ، کلیه موزائیک و نقوش بیرون آورده شده و جهت بازدید عموم مفتوح شده است . 

مسجد فتحیه ( کلیسای معبد Pammakaristo ):

این کلیسا در منطقه فاتح واقع شده است . این ساختمان ، کلیسای معبد Pammakaristo ساخته شده در دوران بیزانس می باشد . با به پایان رسیدن استعلای لاتین قرن 13 و بروی خرابه های کلیسای قدیمی ساخته شده است .  این کلیسا پس از فتح استانبول ، در دست مسیحیان باقی مانده و بعنوان معبد زنان مورد استفاده قرار گرفته است. در سال 1455 محل کلیسا به این محل منتقل و تا سال 1586 به همان صورت مانده است . این کلیسا در دوران مراد سوم (1595-1574) به مسجد تبدیل گردیده و به آن مسجد فتحیه نیز گفته میشود . کلیسای عثمانی اکنون بعنوان مسجد مورد استفاده قرار می گیرد . دیوار کلیسای جانبی نیز در دوران مراد سوم با موزائیک های ساده ساخته شده و در بین سالهای 1940-1936 و پس از بازسازی بعنوان موزه مورد استفاده قرار گرفته است . این مسجد که مشابه موزه ایا صوفیه است یکی از بخشهای وابسته به مدیریت موزه ایا صوفیه می باشد. 

یادبود (مقبره) آیاایرسین (St.İrene ) :

این مقبره که در محوطه اول کاخ توپکاپی واقع گردیده در قرن ششم و توسط امپراتورJustinianus ساخته شده است . از نظر مصالح بکار رفته و معماری ، نمونه بارزی از ساز و ساخت های دوران بیزانس است . آثار داماد احمد فتحی پاشا از مشیران توپخانه بعنوان اولین پایه های موزه ترک در این مکان به نمایش گذاشته شده بود. ( در سال 1846) . در سال 1869 مقبره İrene نام موزه همایون را گرفته است . در طول زمان و بعلت ناکافی بودن مکان نمایش ، آثار موجود در این مکان در سال 1875 به کاخ چینی منتقل گردیده است . از سال 1908 نیز Aya İrene بعنوان موزه نظامی مورد استفاده قرار گرفته است . سپس این مقبره که برای مدتی خالی مانده بود تعمیر و بعنوان یکی از واحدهای وابسته به موزه ایا صوفیه در آمده است . 

مسجد زیرک ( کلیسای معبد Pantakrator ) :

یکی از معماریهای مهم بیزانس است . کلیسای اول مرکز می باشد. این مرکز از سه کلیسا بوجود آمده است . کلیسای بزرگ از سوی Eirene همسر دوم Joannes Komnenos (1143-1118) ساخته شده و وقف حضرت عیسی گردیده است . به این کلیسا ابتدا یک کلیسای کوچک برای انجام مراسم جنازه و سپس با حمایت Theotohas Eleousa یک کلیسای دیگر به آن اضافه شده است . پس از فتح استانبول ، بخش هایی از کلیسا به مدرسه تبدیل گردیده و نام ملا زیرک که از دانشمندان آن عصر بود را به خود گرفته است .  در سال 1953 در زیر سقف آن یک سقف موزائیک با نوارهای گرد و چهارگوش پیدا شده است . این کلیسا با خطوط ظریف و غنای خود هنر امپراتوری قرن 12 را به نمایش می گذارد .  مسجد ایا صوفیه کوچک ( کلیسای Sergius , Bacchus ) : در بین سالهای 536-527 از سوی امپراتور justiniaus ساخته شده و وقف 2 مادر روحانی به نامهای Bacchus و sergius گردیده است . این بنا بعنوان نمونه ای نادر از معماری بیزانس است . پس از فتح استانبول در سال 1504 در کلیسا یک سالن با 5 گنبد ساخته شده از سوی حسین آقا به مسجد تبدیل شده است .  آنچه که در اینجا حلب توجه می نماید کتیبه های منقوش بروی ستونهای داخلی است . 

مسجد عمارت قدیم ( کلیسای معبد Pantepoptes ) :

در کنار جاده فاتح به خلیج واقع گردیده و متعلق به قرن دوم می باشد. این بنا از سوی Anna dalaena مادر Alexios اول ساخته شده و زیباترین نمونه معماری آن دوران می باشد. 

معبد Neve Salom :

نام این معبد که در خیابان بیوک خندق منطقه گالاتاسرای واقع گردیده به معنای " وحی صلح " می باشد. این معبد که در تاریخ 25 مارس 1951 افتتاح گردیده هم اکنون مدرنترین و زیباترین معبد استانبول بوده و مراسم دینی مختلفی از قبیل بارغام ، مراسم بلوغ ، جنازه و یا مراسم تنفیذ کشیش اعظم در آن برگزار میگردد . 

معبد ایتالیایی ها :

این معبد در گالاتا و در جاده ضیاء پاشا قرار دارد . این معبد که از سوی موسویان تبعه ایتالیا و اتریشی ساکن در امپراتوری عثمانی ساخته شده در سال 1886 افتتاح گردیده است . این اثر هنری با پلکانهای مرمری و جبهه ای با استیل Gotik ، از نقاط دیدنی استانبول می باشد. 

معبد عشق نازی :

این معبد تنها معبد باقیمانده از چند معبد متعلق موسویان عشق ناز ریتین مذهب ساکن استانبول با جمعیتی کمتر از 1000 نفر می باشد.  این معبد که در خیابان یوکسک کالدیریم منطقه گالاتا واقع گردیده ، از سوی عشق نازی های اتریشی الاصل ساخته شده و با منبر ( کرسی دعا ) بر گرفته از استیل Pagoda لهستانی و جبهه برگرفته از استیل اروپایی نمای متفاوتی از معابد سنتی Sefarad و Romaniot دارد. 

معبد Zuıfaris :

این معبد در گالاتا واقع شده و از قرن 17 تا کنون فعالیت می نماید. بنای فعلی این معبد متعلق به قرن 19 است. پیش از احداث معبد Neve Salom ، این معبد که مراسم دینی متعددی در آن برگزار میگردد ، از چند سال پیش تا کنون فعالیتی ندارد . لیکن بر اساس برنامه تجلیل سال 1992 و بدون اینکه هویت دینی این بنا از بین برود تصمیم گرفته شد که به موزه ای تحت عنوان موزه 500 سال زندگی آرام تبدیل شود . 

معبد Ahrida :

این معبد که در بالات قرار دارد در قرن 15 از سوی مهاجرین قصبه Ahri مقدونیه احداث گردیده است . کرسی دعای کشتی مانند این معبد ، به عقیده بعضی افراد نشانه کشتی نوح و به عقیده بعضی دیگر نشانی کرجی های عثمانی که مهاجرین sefarad را از اسپانیا به سواحل عثمانی آورد می باشد. این معبد که بیش از 500 سال فعالیت نموده چندین بار سوخته و مجددا" ساخته شده و یا بازسازی شده است . این معبد بر اساس برنامه تجلیل سال 1992 با استیل باروک عصرلاله بازسازی شده است.

معبد Yanbol :

این معبد که از سوی مهاجرین قصبه Yanbol مقدونیه در منطقه بالات ساخته شده دومین سازه فعال و تاریخی موسویان در منطقه است . بنا بر روایت تزئینات رنگی سقف این معبد قصبه Yanbol را به تصویر کشیده است. 

معبد Hemdat israel حیدر پاشا :

این معبد که در فاصله بسیار نزدیکی از ایستگاه راه آهن حیدر پاشا قرار دارد در تاریخ سوم سپتامبر 1989 مورد بهره برداری قرار گرفته و نام خود را از داستان تاسیس خود گرفته است. بعنوان نشانه تشکر از عبدالحمید دوم که غائله مردانی را که خواستار جلوگیری از ساخت آن بودند ، نام حمدات اسرائیل به معنای شفقت بنی اسرائیل و با استفاده از کلمات عربی و درج کلمات هم معنی حمید و حمدات به این مکان داده شده است . 

معبد Ahayim Etz ( اورتاکوی ) :

اورتا کوی که از قدیم الایام مرکز زندگی موسویان بوده است ، پس از آتش سوزی بزرگ سال 1618 با مهاجرین جدیدالورود نمونه زیبایی از طرز اسکان موسویان می باشد. این مسجد ، کلیسا و معبد که در یک مثلث با دیواره های کوتاه ساخته شده نمونه بارزی از همزیستی مسالمت آمیز 3 دین الهی در کنار یکدیگر میباشد که تاریخ معبد Etz ahayim اورتا کوی که به معنای درخت زندگی است بر اساس فرامین تعمیرات تا قرن 17 می باشد . این معبد در نتیجه آتش سوزی 1941 کاملا" از بین رفته و فقط ( دولاب نگهداری اوراق و دستنویس و کپی Tevrat ) بصورت خرابه باقیمانده است.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم دی 1388ساعت 11:0  توسط انجمن علمی ادیان و مذاهب / عسکری  | 

Faith, life and death in Iran

cherie

Cherie Blair

As the Iranian government struggles to contain growing demands for freedom and democracy from its courageous people, it is flailing around trying to deflect blame for the protests. Foreign media and other countries, including Britain, have been accused of encouraging unrest. But the regime is also ­worryingly turning on all too familiar scapegoats within Iran.

Once again, followers of the Bahá'í faith within the country are in the firing line. Fresh arrests and harassment of Bahá'ís in recent days have been accompanied by increasingly extreme proclamations in the state-run media against this gentle and unifying religion. Bahá'ís find themselves once more accused of co-operating with Israel to undermine their own country.

What is even more disturbing is news that the long-delayed trial of the country's seven-strong Bahá'í leadership is about to start. Lawyers acting for the five men and two women have been told that the revolutionary court will begin to hear the case today.

The Bahá'ís have learned to treat such announcements by the court with suspicion. Their leaders have been imprisoned now for almost two years without formal charge. Their lawyers have faced continual obstruction and harassment in preparing their defence, including long periods when they have simply been refused access to their clients. Repeated delays and rescheduling of the trial are another example of the authorities' contempt for justice.

The hostile environment raises new fears that the defendants will be denied even the semblance of a fair trial. Although it is not clear, it appears the Bahá'í leadership may face unwarranted charges such as espionage for Israel and "spreading corruption on earth", which both carry the death penalty.

The continued imprisonment of the leadership has already drawn international protest. But this pressure must be stepped up. The revolutionary court system is secretive; the only chance of justice being served is for the case to be held in open court so proceedings can be independently monitored. The Iranian government will be desperate to keep this abuse of justice quiet. They must be shamed into changing their mind.

International pressure does have an impact. The storm of protest over the sham trial and severe punishment of US journalist Roxana Saberi last year forced President Ahmadinejad himself to intervene. His move led to the guilty verdict and eight-year sentence imposed by the revolutionary court being thrown out and the journalist freed.

But along with demands for a fair trial, we need to step up pressure on the Iranian government to drop the intimidation and harassment of other religious minorities, too. When leading British Bahá'ís approached me last year for advice on human rights, I was shocked to hear about the record of persecution the followers of an intrinsically peaceful faith had suffered.

The Iranian constitution may promise religious freedom but the reality is different, as the 300,000-strong Bahá'í community knows to its cost. Bahá'ís have suffered persecution in Iran since the religion was founded, in the mid-19th century. But this has been stepped up since the Islamic revolution in 1979, with the elimination of the Bahá'í faith becoming state policy. Hundreds have faced torture and execution; thousands have been imprisoned; and arrests remain common and arbitrary.

At the heart of this persecution is theology. Bahá'ís see their faith as an independent world religion that builds on the prophets and scriptures of other faiths. This is anathema to the Iranian regime, which has designated them "unprotected infidels", giving the authorities a free hand to flout legal protections.

More than six decades ago the right of every individual to freedom of thought, conscience and religion was enshrined in the Universal Declaration of Human Rights. The Bahá'ís are not asking for special privileges but just that this ­fundamental right is met.

The trial of the Bahá'í leaders should matter to all who care about human rights. In Iran, for the Bahá'í community among others, the fight for human rights has become a matter of life and death.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم دی 1388ساعت 10:41  توسط انجمن علمی ادیان و مذاهب / عسکری  | 

چالشهای بندیکت شانزدهم در سال ۲۰۰۹

در روزهای پایانی سال ۲۰۰۹ روزنامه ایرلندتایمز نگاهی به عملکرد یکسال گذشته پاپ بندیکت شانزدهم داشته و به رویدادهایی پرداخته که در طی یکسال گذشته در رابطه با کلیسای کاتولیک جنجال‌برانگیز بوده‌اند.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ایرلند تایمز، از دیدگاه رسانه‌ای دست کم می‌توان گفت که پایان سال برای پاپ نسبت به آغاز آن کمی روشن‌تر بود.

اداره بندیکت در رابطه با حادثه پیش آمده و به زمین زده شدن از سوی یک زن در آغاز مراسم عشای ربانی نیمه شب در کلیسای سنت پیتر مورد توجه بود، وی به سرعت روی پاهای خود ایستاد و مراسم عشای ربانی را بدون اشاره به این اتفاق ناخوشایند پی‌گرفت و در هیچ کدام از موعظات، سخنرانی‌ها و دعاهای خود طی روزهای آینده به آن اشاره نکرد.

بسیاری اشاره کردند که سکوت پاپ در تناقض با واکنش سیلویو برلوسکونی نخست وزیر ایتالیا قرار گرفت که دو هفته پیش از آن در میلان با حمله فردی که سابقه طولانی از مشکلات روانی داشته قرار گرفت. نخست وزیر ایتالیا به‌کرات به این رویداد اشاره کرد و تلاش کرد همدردی مردم را نسبت به این رویداد جلب کند.

شاید هم این تفکر چندان درست نباشد، اما هنگامی که پاپ به عنوان نخستین سفر پاپی خود به افریقا سفر می‌کرد طی یک نشست خبری در هواپیما به مقصد کامرون از وی درباره موضع وی درباره ایدز سوال شد این درحالی است که رهبر کاتولیکهای جهان با اشاره به اینکه با استفاده از وسائل جلوگیری از بارداری نمی‌توان با ایدز مقابله کرد یک جنجال بزرگ تر ایجاد کرد و مشکلات خود را وخیم‌تر کرد.

کمیسیون اروپا، وزیر خارجه فرانسه، وزیر بهداشت بلژیک و حتی کاردینال بلژیک از جمله شخصیتهای بین‌المللی بودند که به‌سرعت نظریه پاپ را مورد انتقاد قرار دادند.

در روزهای منتهی به سال ۲۰۱۰ یک پرسش مطرح می‌شود که آیا بندیکت به واقع خواستار گفتگو با دنیای مدرن است یا براساس اظهارات هانس کونگ به ایجاد کلیسایی سنت‌گرا و قرون وسطایی علاقمند است؟

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم دی 1388ساعت 11:45  توسط انجمن علمی ادیان و مذاهب / عسکری  | 

شایعه ظهور حضرت مریم در مصر!!

به عقیده مسیحیان مصر ( قبطی ها) حضرت مریم در مواقع بروز بحرانها و سختی ها ظاهر می شود تا مردم را در شرایط دشوار یاری کند.
 
 

به گزارش فردا،  شایعه ظهورحضرت مریم علیها سلام در کلیسایی در مصر که موجب تجمع هزاران نفر در برابر این کلیسا شده است به عقیده فعالان سیاسی با شرایط سیاسی مصر و نبود مشارکت سیاسی و دمکراسی مرتبط است که موجب شده مردم دربحران کنونی برای حل مشکلات خود راهی جز چشم دوختن به آسمان نداشته باشند
.

روزنامه کویتی القبس نوشت: به عقیده مسیحیان مصر ( قبطی ها) حضرت مریم در مواقع بروز بحرانها و سختی ها ظاهر می شود تا مردم را در شرایط دشوار یاری کند.

براساس این خبر ، یکی از ساکنان مجاور کلیسایی در منطقه الوراق در استان جیزه مصر مدعی شد که حضرت مریم را دیده است که در قالب یک کبوتر بسیار بزرگ در هاله ای از نور بر فراز کلیسا پرواز می کند.

وی همچنین چند نفر را دیده است که به بالای کلیسا چشم دوخته اند و فریاد می زنند :"ببینید حضرت مریم چه می کند" و "نور حضرت مریم بر روی صلیب افتاده است".

به نوشته القبس، "کمال زاخر" فعال سیاسی قبطی چنین رویدادی را با حالات روحی و سیاسی مردم مصر مرتبط دانست وگفت: بخشی از این موضوع به ماوراء الطبیعه مربوط می شود که کلیسا باید درباره آن اظهار نظر کند اما از سوی دیگر این موضوع به شرایط سیاسی در مصر باز می گردد.

زاخر با اشاره به آنچه در ورای چنین رویدادی نهفته است خاطر نشان کرد که شور و اشتیاق وافر مردم برای دیدن چنین پدیده ای مرتبط با احساس عمومی به علت نبود مشارکت سیاسی و دمکراسی در این کشور است .

وی افزود: هنگامی که راههای زمینی را بر روی مردم بسته اند جامعه به عنوان راه نجانی از فشارهای موجود که به یک گفتمان جدی نیاز دارد به آسمان دل می بندد.

زاخر توجه غیرعادی به این رویداد را که از چارچوب دینی و متافیزیکی خود خارج شده است نشانگر بحران درون جامعه مصر برشمرد.

در همین حال نجیب جبرائیل مشاور پاپ شنوده سوم رهبر قبطی های مصر درباره این واقعه گفت که کلیسا سرگرم تشکیل کمیته ای از اسقف های ارشد است تا مساله ظاهر شدن حضرت مریم را بخصوص در دوره کنونی تحلیل وبررسی کند.

به گفته جبرائیل این واقعه یک بار دیگر در سال 1968 یعنی درست یک سال پس از ناکامی مصر در جنگ با اسرائیل در سال 1967 در کلیسای زیتون و بار دیگر در یکی از کلیساهای شبرا تکرار شده است.

روزنامه مصری الدستور نیز نوشت که در حال حاضر بیش از ده هزار قبطی برای چهارمین روز متوالی برای دیدن حضرت مریم در برابر این کلیسا تجمع کرده اند که این امر رفت و آمد اهالی و عبور ومرور وسایل نقلیه را در این منطقه مختل کرده است.

براساس این گزارش ، تعداد زیادی از نیروهای امنیتی نیز برای جلوگیری از هرج و مرج در اطراف کلیسا مستقر شده اند. تجمع کنندگان با رفتن به پشت بام منازل و کوبیدن بر طبل و خواندن دعا از حضرت مریم می خواهند که بار دیگر ظاهر شود.

دراین حال، اهالی منطقه با سوء استفاده از این واقعه، پشت بام منازل خود را در اطراف کلیسا برای بهتر دیدن ظهور حضرت مریم به مردم اجاره می دهند وکاسبی فروشندگان چای ، مواد خوراکی و اجاره هندگان صندلی نیز رونق زیادی گرفته است
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم آذر 1388ساعت 10:59  توسط انجمن علمی ادیان و مذاهب / عسکری  | 

WHY STUDY RELIGION

Religion has always been with us. Throughout history, it has expressed the deepest questions human beings can ask, and it has taken a central place in the lives of virtually all civilizations and cultures. As we think all the way back to the dawn of human consciousness, we find religion everywhere we turn.

This may be true of the past, but what about the present - and the future? In recent times, critics have suggested that religion is on the way out. Technology and science have changed our view of the world radically, leading some to say that we've entered a new stage of human existence, without religion. Soon, they argue, it will truly be a thing of the past.

In our day and age, rumors of religion's demise seem very premature - and perhaps there's no grain of truth in them at all. Religion persists and is often on the rise, even as scientific and non-religious perspectives have become prominent. We still find religion everywhere, on television, in film, in popular music, in our towns and neighborhoods. We discover religion at the center of global issues and cultural conflict. We see religion in the lives of the people we know and love, and in ourselves, as we live out and wrestle with our own religious faith. Why does religion continue to thrive? There are many reasons, but one thing is certain: religious traditions are adaptable in important ways. For many, contemporary religion even has room for skepticism, science, and the secular, which allows it to keep going strong in our rapidly changing world.

Overall, religion is powerful and persistent, and it shows no signs of disappearing. It provokes heartfelt commitment, eloquent expression, forthright action, and intense debate. For both practitioners and observers - for everyone who wants to be informed about the world around them - religion is an intensely curious phenomenon that calls out for better understanding.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 10:51  توسط انجمن علمی ادیان و مذاهب / عسکری  | 

اعیاد بزرگ كلیسای ارتدوكس

مقدمه:
     آیین مسیحیت اولین دینی است كه بیشترین پیرو را از جمعیت یكصد و پنجاه میلیونی روسیه به خود اختصاص داده و از این رهگذر دین اول و آیین رسمی فدراسیون روسیه شمرده می شود. پس از آن اسلام با بیست میلیون نفر پیرو در رتبه دوم قرار دارد. تاریخ ورود این مذهب به روسیه به اوایل قرن دهم برمی گردد. گفته شده یونانیها ـ ساكنان بیزانس آن زمان ـ اولین كسانی بودند كه مذهب ارتدوكس را با خود به مسكو آوردند. در تواریخ آمده است "فئوفام گرك" (1405ـ1340) یكی از اولین شمایل نویسان روسی بوده كه از یونان به روسیه و مسكوآمده است.
     این مذهب پیروان فراوانی در سراسر جهان دارد اما از آنجایی كه تجمع بیشتری از پیروان آن در روسیه، اروپای شرقی، بالكان وخاورمیانه مشاهده شده، لذا در شرق تمركز یافته و از این روست كه كلیسای ارتدوكس را بعضاً كلیسای شرقی می نامند و در طول تاریخ نیزهمین نام و عنوان رواج داشته است.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 19:30  توسط انجمن علمی ادیان و مذاهب / عسکری  | 

قبولی بچه های ادیان در آزمون ارشد

 

قبولی ۱۰۰ درصدی دانشجویان رشته ادیان و مذاهب

دانشگاه مذاهب اسلامی

در آزمون کارشناسی ارشد

 را گرامی داشته و به این دوستان و اساتید محترم

تبریک عرض میکنیم

با آرزوی موفقیت های روز افزون برایشان

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 19:13  توسط انجمن علمی ادیان و مذاهب / عسکری  | 

استاد دكتر محمدجواد شمس مدیر گروه ادیان ومذاهب دانشگاه مذاهب درنشست(اهل حق، سير تاريخي و مباني فکری)

استاد دکتر محمد جواد شمس

به گزارش روابط عمومي سازمان تبليغات اسلامي، دكتر محمد جواد شمس در نشست «اهل‌حق، سير تاريخي و مباني فكري» از سلسله نشست‌هاي ميز انديشه دفتر برنامه‌ريزي پژوهش‌هاي كاربردي معاونت پژوهشي و آموزشي سازمان تبليغات اسلامي با تاکيد بر اين که اهل حق به يک معنا توحيد ذات را مانند آن چه شيعه معتقد است، قبول ندارند، افزود: اهل حق اعتقاد به حلول دارند و معتقدند خداوند در دوران‌هايي در دون افراد خاصي حلول کرده و اين حلول به اسما و صفات نبوده بلکه به ذات خداوند بوده است.

وي با اشاره به اعتقاد اهل حق به تشبيه و تجسيم خداوند در توحيد صفات، تصريح کرد: اهل حق به رؤيت خداوند و ديدن او نيز اعتقاد دارند و ظهور خداوند را امري جايز تلقي مي‌کنند که اين خود نوعي شرک است چرا که عدم رؤيت از صفات سلبي خداوند است.

اين پژوهشگر حوزه اديان يادآور شد: در بحث توحيد افعال نيز اهل حق به خلقت از عدم قايل نيستند. اهل حق معتقد است عالم هستي در ابتدا به صورت يک اقيانوس اوليه بوده که خداوند در آن به عمل پرداخته و به آن شکل داده است در حالي که هيچ گاه نگفته‌اند که اين اقيانوس از کجا پديد آمده يا توسط خدا خلق شده است يا نه؛ بنابراين اهل حق به نوعي ثنويت قايل هستند که در آن خدا در کنار يک اقيانوس اوليه يا به تعبيري ماده المواد قرار گرفته است.

شمس با بيان اين که اهل حق هم در توحيد ذات، هم در توحيد صفات و هم در توحيد افعال مشکل دارند، گفت: اهل حق براي خداوند قايل به مکانند چنانکه در نامه سرانجام آمده است: «در آغاز آنگاه که نه زميني بود نه آسماني، خدا در ميان دُر و دُر در ته دريا بود»

وي افزود: در کتاب شاهنامه حقيقت در مورد آفرينش ديوان و جنيان توسط خداوند مي خوانيم: « خداوند جنيان را از يک زوج به نام مرجان و مرجانه آفريد» که چنين چيزي را ما در آيين زرتشت نيز مشاهده مي کنيم و از انديشه‌هاي مانوي نيز سرچشمه گرفته است.

شمس فرقه اهل حق را در بحث نبوت و امامت که از اصول اعتقادي مذهب شيعه است، تقريبا ساکت و بدون نظر دانست و افزود: در کتاب شاهنامه حقيقت آمده است که قرآن 32 جزء داشته است که دو جزء آن که سر مگو بود و فرقان نام داشته که اين دو جزء نزد اهل حق است؛ بنابراين اسلام پوست و اهل حق مغز است.

وي در بخش ديگري از سخنانش در مورد اعتقاد فرقه اهل‌حق در مورد معاد نيز گفت: اهل حق در اين مورد نظريه دونادون يا دون به دون را مطرح مي‌كنند كه همان تناسخ است. البته خيلي از شاخه‌هاي اهل حق واژه و لفظ تناسخ را به كار نمي‌برند و با آن مخالفت مي‌كنند در حالي كه معناي تناسخ را پذيرفته‌اند. اهل حق معتقدند كه هركس داراي هزار و يك دون يا جامه است كه در زندگي‌هاي متوالي خود آنها را يكي يكي به دست مي‌آورد كه در دون آخر يا هزار و يكمين دون، شخص ديگر در كالبد اين جهاني نمي‌گنجد.

نشست «اهل‌حق، سير تاريخي و مباني فكري» از سلسله نشست‌هاي ميز انديشه دفتر برنامه‌ريزي پژوهش‌هاي كاربردي معاونت پژوهشي و آموزشي سازمان تبليغات اسلامي 21 اسفند در سالن اجتماعات اين معاونت برگزار شد.

+ نوشته شده در  شنبه دوم خرداد 1388ساعت 19:52  توسط انجمن علمی ادیان و مذاهب / عسکری  | 

زندگینامه دکتر سید فتح الله مجتبایی

 

دکتر سیدفتح‌اللـه مجتبایی

دکتر مجتبایی


در آذرماه 1306 در تهران ولادت یافت. مقدمات ادبیات و علوم رسمی را در فراهان فرا گرفت، و تحصیلات متوسطه را در دبیرستانهای اراک به پایان رساند. در سال 1332 از دانشکده ادبیات دانشگاه تهران و دانشسرای عالی درجه لیسانس گرفت، و از آن سال تا 1338 در دبیرستانهای اراک و تهران و دانشسرای عالی به تدریس ادبیات و زبانهای خارجی اشتغال داشت. در 1339 از طرف وزارت فرهنگ برای آشنایی با روشهای جدید تألیف کتابهای درسی به خارج از کشور اعزام شد و پس از یک دوره مطالعه و تحقیق در این زمینه در آمریکا (دانشگاه کلمبیا، نیویورک) به کشور بازگشت و مأمور تهیه و تدوین کتابهای درسی در ادبیات برای دبیرستانها شد.

در 1341 به وابستگی فرهنگی ایران در پاکستان و مدیریت خانه‌های فرهنگی ایران در شهر لاهور منصوب شد، و تا سال 1344 در آنجا به خدمات فرهنگی و تحقیق در فرهنگ اسلامی. ایرانی شبه قاره مشغول بود.
در پائیز 1344 به دعوت دانشگاه هاروارد به آمریکا سفر کرد و تا سال 1350 در آن دانشگاه به تحصیل در فرهنگ و تاریخ ادیان و زبانهای باستانی ایران و هند اشتغال داشت، و به اخذ درجه فوق لیسانس در تاریخ تطبیقی ادیان و دکتری در تاریخ ادیان و فلسفه‌های ایران و هند نائل گردید، و چون زمینه اصلی تحقیقات و تحصیلات او موضوعات مربوط به تاریخ و فرهنگ ایران و هند بود، در این مدت دوبار به کشور هند سفر کرد و برای آشنایی با روشهای سنتی تفسیر متون هندوئی و نیز مشاهده احوال و سازمانهای دینی زرتشتیان هند چند گاهی در بنارس و دهلی و بمبئی به مطالعه و بررسی پرداخت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 19:20  توسط انجمن علمی ادیان و مذاهب / عسکری  | 

قصه سرو کاشمر

  قصه سرو کاشمر یا کشمر را غالباً شنیده اید سروی که روایت بود پیامبر بزرگ ایران، اشو زرتشت آن را با دست خود از بهشت آورده و در زمین کاشمر کاشته است و حکیم فردوسی در مورد آن میفرماید:

                       یکی شاخ سرو آورید از بهشت    بدروازه شهر کشمر بکشت


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 19:1  توسط انجمن علمی ادیان و مذاهب / عسکری  |